مدیریت کیفیت در صنعت ساخت و ساز یکی از عوامل مهم در موفقیت پروژههای عمرانی است و میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت اجرا، هزینه، زمانبندی و ایمنی پروژه داشته باشد. در پروژههای ساختمانی، کوچکترین خطا در انتخاب مصالح، طراحی، اجرا یا نظارت میتواند به دوبارهکاری، افزایش هزینهها، تأخیر در تحویل پروژه و حتی ایجاد خسارتهای جانی و مالی منجر شود.
به همین دلیل، مدیریت کیفیت تنها به بازرسی نهایی ساختمان محدود نمیشود؛ بلکه از مرحله برنامهریزی و انتخاب عوامل اجرایی تا تأمین مصالح، اجرای عملیات، کنترل فرآیندها و تحویل پروژه ادامه دارد. ایجاد یک سیستم مناسب برای مدیریت کیفیت در پروژههای ساختمانی کمک میکند خطاها زودتر شناسایی شوند، از دوبارهکاری جلوگیری شود و منابع پروژه با بهرهوری بیشتری مورد استفاده قرار گیرند.
مدیریت کیفیت در صنعت ساخت و ساز
صنایع عمرانی در کشور از اهمیت بالایی برخوردار هستند و بخش زیادی از بودجه کشور را نیز به خود اختصاص میدهند. مشکلات ناشی از کمبود مدیریت کیفیت در صنعت ساخت و ساز شامل کیفیت پایین اجرا در پروژه های عمرانی، حوادث کارهای عمرانی، افزایش هزینه های ساخت به دلیل دوباره کاری، کم بودن مشارکت صحیح و کار گروهی باعث شده است تا به بحث مدیریت کیفیت و اجرای آن در کار ساخت و ساز توجه ویژه ای شود.
هر پیمانکار و شرکت ساختمانی تلاش میکند تا خدمات با بهترین کیفیت را ارائه دهد، اما موانع زیادی میتواند در مسیر ایجاد این برنامه قرار گیرد. تنها یک اشتباه کافی است تا باعث به خطر انداختن ایمنی سازه و دوباره کاری های پر هزینه در روند ساخت شود. بهبود مدیریت کیفیت ساختمان با درک عواملی که میتوانند بر ایمنی و کیفیت کار تأثیر بگذارند شروع میشود.

مدیریت کیفیت
فرآیند مدیریت کیفیت کلیه فعالیت هایی از یک پروژه است که تعیین کننده هدف ها، مسئولیت ها و رویه های کیفی برای تأمین کردن نیازهایی است که پروژه به آن دلیل اجرا میشود. این فرآیند، سیستم مدیریت کیفیت را از طریق سیاست ها، رویه ها و فرآیندهای برنامه ریزی کیفیت، تضمین کیفیت و کنترل کیفیت با فعالیت های بهبود مستمر فرآیند در سرتاسر آن پیاده سازی میکند. سود اصلی این فرآیند آن است که احتمال تأمین شدن هدف های کیفیت را افزایش داده و به شناسایی فرآیند های نامطلوب و دلایل ضعف کیفیت در پروژه میپردازد. مدیریت کیفیت با استفاده از اطلاعات و نتایج حاصله از فرآیند کنترل کیفیت، کیفیت کلی پروژه را برای ذینفعان تعیین میکند. این فرآیند در طول انجام پروژه صورت میگیرد. فرآیند مدیریت کیفیت مجموعه ای از امور برنامه ریزی شده و فرآیند های تعریف شده در برنامه مدیریت کیفیت را اجرا میکند.
فرآیند های مدیریت کیفیت پروژه شامل موارد زیر است:
- برنامه ریزی مدیریت کیفیت
- مدیریت کیفیت
- کنترل کیفیت
موانع بر سر راه مدیریت کیفیت
برای ایجاد مدیریت کیفیت باید تغییرات بسیاری ایجاد شود. برای عملی شدن این موضوع موانع و مشکلاتی بر سر راه وجود دارد. برخی افراد تصور دارند که سیستم مدیریت کیفیت صرفاً کاغذ بازی است و باعث هدر رفتن وقت میشود و در نتیجه حاصلی برای پروژه نخواهد داشت. افراد زیادی نیز به کیفیت کار خود بسیار اعتماد دارند و نیازی به پرداختن به این موضوع نمیبینند. یکی از بخش های مهم مدیریت کیفیت مشارکت دادن کارکنان است و مدیرانی هستند که تصور میکنند مشارکت افراد به معنی کم شدن نقش ریاستی آن ها در کار است. کارکنان زیادی نیز هستند که فقط به دنبال درآمد هستند و به کیفیت کار اهمیت چندانی نمیدهند. این دلایل و دلایلی بسیار دیگری سبب میشود تا موانع جدی بر سر راه مدیریت کیفیت به وجود آید.

اصول مدیریت کیفیت بر اساس استاندارد ایزو
اصول مدیریت کیفیت بر اساس استانداردهای ایزو، مجموعهای از رویکردها برای بهبود مستمر عملکرد سازمان و افزایش رضایت مشتری است. این اصول بر تمرکز بر مشتری، رهبری، مشارکت کارکنان، رویکرد فرایندی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و بهبود مستمر تأکید دارند. درادامه بیشتر به آن پرداختهایم:
۱. تمرکز بر مشتری (Customer Focus)
مشتریان مهمترین عامل موفقیت هر سازمان هستند و رضایت آنها نقش اساسی در رشد و تداوم فعالیت سازمان دارد. سازمان باید نیازها و انتظارات فعلی و آینده مشتریان را شناسایی کرده و تلاش کند محصولات و خدمات خود را متناسب با این نیازها ارائه دهد. همچنین، رسیدگی به شکایات، دریافت بازخوردها و بهبود کیفیت خدمات میتواند باعث افزایش رضایت و وفاداری مشتریان شود.
۲. رهبری (Leadership)
رهبری مؤثر نقش مهمی در موفقیت سیستم مدیریت کیفیت دارد. مدیران باید اهداف و مسیر حرکت سازمان را مشخص کنند و با ایجاد محیطی مناسب، کارکنان را برای دستیابی به اهداف مشترک هدایت کنند. تعیین سیاستهای کیفیت، تأمین منابع موردنیاز، ایجاد انگیزه در کارکنان و ترویج فرهنگ مسئولیتپذیری از جمله وظایف رهبران سازمان است.
۳. مشارکت کارکنان (Involvement of People)
کارکنان در تمام سطوح سازمان نقش مهمی در دستیابی به کیفیت مطلوب دارند. استفاده از دانش، مهارت و تجربه کارکنان میتواند عملکرد سازمان را بهبود دهد. برای تحقق این اصل، سازمان باید فرصت مشارکت در تصمیمگیریها، آموزش مستمر، بیان پیشنهادها و ارائه ایدههای جدید را برای کارکنان فراهم کند. مشارکت مؤثر کارکنان باعث افزایش انگیزه، مسئولیتپذیری و بهرهوری میشود.
۴. رویکرد فرآیندی (Process Approach)
در رویکرد فرآیندی، فعالیتهای سازمان بهعنوان مجموعهای از فرآیندهای مرتبط و بههمپیوسته در نظر گرفته میشوند. هر فرآیند دارای ورودیها، خروجیها، منابع و مسئولیتهای مشخصی است. سازمان با شناسایی، مدیریت و کنترل این فرآیندها میتواند از دوبارهکاری جلوگیری کند، خطاها را کاهش دهد و از منابع خود بهتر استفاده کند. این رویکرد همچنین به افزایش هماهنگی میان بخشهای مختلف سازمان و بهبود کیفیت محصولات و خدمات کمک میکند.
۵. رویکرد سیستمی به مدیریت (System Approach to Management)
رویکرد سیستمی به این معناست که فرآیندهای مرتبط سازمان بهصورت یک سیستم یکپارچه مدیریت شوند. عملکرد هر بخش میتواند بر سایر بخشها و نتایج کلی سازمان تأثیر بگذارد. بنابراین، سازمان باید ارتباط میان فرآیندها را شناسایی کرده و هماهنگی لازم را میان واحدهای مختلف ایجاد کند. این کار باعث افزایش اثربخشی، کاهش تعارضها و دستیابی بهتر به اهداف سازمان میشود.
۶. بهبود مستمر (Continual Improvement)
بهبود مستمر به معنای تلاش دائمی برای ارتقای کیفیت محصولات، خدمات و فرآیندهای سازمان است. سازمان باید بهطور منظم عملکرد خود را بررسی کند، نقاط ضعف را شناسایی کرده و برای رفع مشکلات اقدام کند. استفاده از نتایج ارزیابیها، تحلیل خطاها، دریافت نظرات مشتریان و آموزش کارکنان میتواند به بهبود عملکرد کمک کند. بهبود مستمر موجب کاهش هزینهها، افزایش بهرهوری و تقویت توان رقابتی سازمان میشود.
۷. تصمیمگیری بر مبنای واقعیات (Factual Approach to Decision Making)
تصمیمگیری صحیح باید بر اساس اطلاعات معتبر، دادههای قابلاندازهگیری و تحلیل منطقی انجام شود. سازمان با جمعآوری و بررسی اطلاعات مربوط به عملکرد فرآیندها، رضایت مشتریان، هزینهها و میزان خطاها میتواند مشکلات را بهتر شناسایی کند و تصمیمهای مؤثرتری بگیرد. این اصل به کاهش تصمیمهای نادرست، استفاده بهینه از منابع و افزایش اثربخشی فعالیتهای سازمان کمک میکند.
۸. ایجاد ارتباط سودمند و دوطرفه با تأمینکنندگان (Mutually Beneficial Supplier Relationships)
تأمینکنندگان نقش مهمی در کیفیت محصولات و خدمات سازمان دارند. ایجاد روابط پایدار و سودمند با آنها میتواند به بهبود کیفیت، کاهش هزینهها و افزایش اطمینان از تأمین مواد اولیه و تجهیزات کمک کند. سازمان باید تأمینکنندگان را بر اساس معیارهایی مانند کیفیت، قیمت، زمان تحویل و قابلیت اطمینان ارزیابی کند و با تبادل اطلاعات و همکاری متقابل، زمینه بهبود عملکرد هر دو طرف را فراهم سازد.
هزینه کیفیت
به هزینههایی که در طول یک پروژه برای جلوگیری از آسیب ها و بعد از پایان یافتن پروژه نیز برای اصلاح مشکلات صرف میشود، هزینه کیفیت گفته میشود. این هزینه شامل هزینههای عدم انطباق هم هست اما باید توجه داشت که اصولاً هزینهی پیشگیری از یک اشتباه بسیار کمتر از هزینه های اصلاحاتی است که با بازرسی کیفیت معلوم میشود؛ در نتیجه پیشگیری از اشتباهات و بازرسی بسیار مهم است.

عوامل مؤثر بر مدیریت کیفیت ساخت
- مصالح آسیب دیده و بی کیفیت
آب یا شن و ماسه زیاد در مخلوط بتن و فولاد با درجه نامناسب میتواند منجر به مشکلات گسترده در کیفیت ساخت شوند. این مصالح علاوه بر اینکه عمر کوتاهتر و مقاومت کمتری دارند؛ ممکن است در طول فرآیند ساخت خطراتی ایجاد کرده و ایمنی را نیز به خطر بیندازد. به عنوان مثال، ممکن است کارگران در هنگام شکست یک سازه به دلیل کم بودن ظرفیت باربری، آسیب میبینند. در نتیجه سفارش از تأمین کنندگان معتبر و تعیین یک مأمور کنترل کیفیت برای بررسی محموله های مصالح ضروری است تا از کیفیت ساخت اطمینان حاصل شود.
- مشکلات تأمین کننده و فروشندگان مصالح
حتی زمانی که خود مصالح مشکلی ندارند، مشکل با تأمین کنندگان و فروشندگان میتواند هزینه ها را افزایش داده و باعث تنزل کیفیت شود. جایگزینی مداوم تأمین کنندگان مصالح میتواند زمانبر باشد، در نتیجه باید از ابتدا قرارداد صحیح و با انتظارات شفافی نوشت تا در حین کار مشکل ایجاد نشود. هم چنین باید هر از گاهی عملکرد آن ها کنترل شود تا مطمئن شد که به قرارداد پایبند هستند. ممکن است یافتن فروشندگان جدید در وسط یک پروژه ساختمانی باعث اختلال در کار شود اما در صورت لزوم باید انجام گیرد تا مدیریت کیفیت بهبود داده شود.
- عدم توانایی و ضعف در کار پیمانکار فرعی
بر اساس برخی مطالعات انجام شده، میتوان بیش از نیمی از نقص های ساخت را میتوان به خطای انسانی نسبت داد. اگر یک پیمانکار فرعی کارگران بدون مهارت های کافی را به کار گیرد و نتواند آن ها را به خوبی آموزش دهد، خطاهایی در کار پیش میآید که میتواند تا مدت ها پنهان بماند. نظارت بر پیمانکاران فرعی و سایر نیروهای کار ضروری است.
- عدم مستندسازی تغییرات و عملکردها
برخی از مسائل مربوط به کیفیت به طور مستقیم به اشتباه یا تغییراتی در طراحی مربوط نمیشوند بلکه به عدم مستندسازی تغییرات ارتباط دارند. اگر یک مصالح با چرخه تعمیر و نگهداری کاملاً متفاوت جایگزین مصالح دیگری شود، عدم به روز رسانی اسناد نهایی میتواند منجر به رسیدگی نادرست تیم تعمیر و نگهداری شود. استفاده از یک سیستم مدیریت فایل دیجیتالی روند به روز رسانی اسناد پروژه را ساده تر میکند در نتیجه به روز رسانی نقشه ها و سایر فایل های مرتبط به تاًخیر نمیافتد.
- تغییرات لحظه آخری
هنگامی که هنوز در مراحل پایانی ساخت ویژگی های اساسی در حال بررسی هستند و تا آخرین لحظه امکان تغییراتی وجود دارد؛ این تغییرات لحظه آخری اغلب منجر به مشکلات جدی در کیفیت کار میشود. در نتیجه باید مهلت هایی برای طراحی و ارائه کار تعیین شود که بعد از آن ها دیگر نتوان طرح ها را تغییر داده یا مهلت ها تمدید شوند و زمان کافی برای تأیید و آزمایش هرگونه تغییر در طرح های موجود اختصاص داده شود.

- ارتباط نادرست بین تیم ها
مطالعات انجام شده نشان میدهد که طبق نظر مدیران پروژه مسائل ارتباطی دلیل اصلی مشکلات کیفیت در کار هستند. ارتباط نادرست منجر به استفاده نادرست از تکنیک های جدید و مصالح نامناسب میشود. ایجاد ارتباط مؤثر بین تمامی تیم های مختلف که در یک پروژه ساختمانی واحد کار میکنند ایده آل و مهم است.
- پیچیدگی طراحی ها
پیچیدگی های غیر ضروری دشمن ارائه کار با کیفیت بالا است. در حالی که برخی از پیچیدگی ها در زیرساخت های پیشرفته و پروژه های ساختمانی-تجاری اجتناب ناپذیر است اما طراحان باید در صورت امکان تکنیک های پیچیده و ویژگی های غیر معمول را تا حد ممکن به حداقل برسانند. طرح های ساده شده نیز مقرون به صرفه تر هستند حتی زمانی که با بالاترین کیفیت کار تولید میشوند.
- عدم وجود سیستم مدیریت پروژه
یک سیستم مدیریت پروژه فواصل ایده آل را برای آزمایش کار انجام شده از نظر خطاها و سهل انگاری ها تعیین میکند. بدون سیستم مدیریتی یا برنامه ای برای کنترل و تضمین کیفیت، اکثر شرکت های ساختمانی بسیار دیر کار کنترل کیفیت را انجام میدهند. در نتیجه، پیاده سازی سیستم مدیریت پروژه با روشی ساده و سریع ضروری است.
جمع بندی
کیفیت جزء جدانشدنی پروژه های ساخت است؛ هزینه، زمان و کیفیت سه عامل اساسی در هر پروژه ساخت تلقی میشود. در بسیاری موارد آشنا نبودن مدیران با بحث های مدیریت کیفیت، مشکلات و مسائل مالی و نبود یک سیستم رقابتی مناسب برای انتخاب طراح و پیمانکار متخصص سبب میشود تا به بحث های مدیریت کیفیت توجه چندانی نشده و تنها یک مسئله اضافی قلمداد شود. بی توجهی به مدیریت کیفیت سبب ایجاد خسارات جانی و مالی برای افراد شده و هدر رفت منابع و مصالح را نیز به دنبال خواهد داشت. کیفیت به مسائل مختلفی مانند مباحث ایمنی، بودجه اختصاص یافته به بخش های طراحی و اجرا، روش اجرا، بازرسی و نظارت مناسب، پیمانکاران اصلی و فرعی و نحوه انتخاب آن ها، تهیه برنامه زمانبندی و ماشین آلات بستگی دارد.







